امروز به دعوت دوست قدیمی پدرم که مهندس راه سازی هستن ، به منطقه بیضا اومدیم. اینجا یک جمع خانوادگی برپاست که بر حسب اولویت ابتدا روز مهندس و سپس در اولیت دوم روز عشق ایرانیان را که به اسپندارمذگان معروف است ، جشن بگیرند.

اکثرا مهندسان و خانواده هایشان به همراه تعدادی از مسئولین استانی حضور دارند.

اسم روستا رو خیلی یادم نمیمونه اما به انشان معروف هست ، جایی که میگن کوروش کبیر اونجا به دنیا اومده ، به هر حال وضعیت مناسبی هست تا بتونم به عنوان یه کاربر حوزه تکنولوژی از تازه های حوزه راه سازی اطلاعاتی کسب کنم شاید در آینده کاری بدردم بخوره.

دوتا دوست خوب به اسم مریم و سمیه خانم پیدا کردم که از خانواده آقای جوادی ، از مسئولین شرکتی که بابام اونجا کار میکنه هستند ، به نظر میخوان با من دوست بشن. همیشه توی جمع هایی که افرادی تحصیل کرده هستن خوشم میاد. افرادی که میدونن سطح اختیارات و صمیمیتشون باید چقدر باشه ، توی این جمع ها راحت هستم.

آقای محمدی مسئول فناوری و تحقیقات شرکت ازم خواست برای تکمیل پروژم که مربوط به فناوری هست یه روز با بابام به شرکت بریم و از بعضی وسایل فوق تخصصی جدیدی که براشون اومده دیدن کنیم.

نمیدونم ولی به نظرم شاید بتونه توی پروژه ای که برای دانشگاه قراره ارائه بدم ، بدردم بخوره.

هر چند ترجیه میدم خونه باشم ولی به نظر بودن در اجتماع هایی که کاری و یا به مناسبت یک روز ادبی و شاعرانه هست خیلی هم بد نیست. آدم باید اجتماعات رو تجربه کنه هرچند که ممکنه سودمند نباشه.